السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

124

تفسير الميزان ( فارسي )

( ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ، يُدَبِّرُ الأَمْرَ ، ما مِنْ شَفِيعٍ إِلَّا مِنْ بَعْدِ إِذْنِه ، سپس بر مصدر اوامر قرار گرفته ، امر را اداره كرد ، هيچ شفيعى نيست مگر بعد از اذن او ) . « 1 » پس با در نظر گرفتن اين آيات ، اسباب هر چه باشند ، مالك سببيت خود هستند ، اما به تمليك خداى تعالى ، و در عين اينكه مالك سببيت خود هستند ، مستقل در اثر نيستند ، اين معنا همان است كه خداى تعالى از آن به شفاعت و اذن تعبير نموده ، و معلوم است كه اذن وقتى معناى صحيحى خواهد داشت كه وجود و عدمش يكسان نباشد ، به اين معنا كه اگر اذن باشد مانعى از تصرف ماذون نباشد ، و اگر اذن نباشد ، مانعى از تصرف او جلوگيرى كند ، و آن مانع هم وقتى تصور دارد ، كه در شىء مورد بحث اقتضايى براى تصرف باشد ، چيزى كه هست مانع جلو آن اقتضاء را بگيرد ، و نگذارد شخص ماذون در آن شىء تصرف كند . پس روشن شد كه در هر سببى مبدئى است مؤثر و مقتضى براى تاثير ، كه بخاطر آن مبدء و مقتضى سبب در مسبب مؤثر مىافتد ، و خلاصه هر سببى وقتى مؤثر مىشود كه مقتضى تاثير موجود ، و مانع از آن معدوم باشد ، و در عين حال يعنى با وجود مقتضى و عدم مانع ، شرط مهمترى دارد ، و آن اين است كه خداوند جلوگير سبب از تاثير نشود . 4 - قرآن كريم براى نفوس انبياء تاثيرى در معجزات قائل است بدنبال آنچه در فصل سابق گفته شد ، اضافه مىكنيم كه بنا بر آنچه از آيات كريمه قرآن استفاده مىشود ، يكى از سببها در مورد خصوص معجزات نفوس انبياء است ، يكى از آن آيات آيه : ( وَما كانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ، فَإِذا جاءَ أَمْرُ اللَّه ، قُضِيَ بِالْحَقِّ ، وَخَسِرَ هُنالِكَ الْمُبْطِلُونَ : هيچ رسولى نميتواند معجزه اى بياورد ، مگر باذن خدا پس وقتى امر خدا بيايد به حق داورى شده ، و مبطلين در آنجا زيانكار ميشوند ) « 2 » از اين آيه بر مىآيد كه آوردن معجزه از هر پيغمبرى كه فرض شود منوط باذن خداى سبحان است ، از اين تعبير بدست مىآيد كه آوردن معجزه و صدور آن از انبياء ، بخاطر مبدئى است مؤثر كه در نفوس شريفه آنان موجود است ، كه به كار افتادن و تاثيرش منوط باذن خداست ، كه تفصيلش در فصل سابق گذشت . آيه ديگرى كه اين معنا را اثبات مىكند ، آيه ( وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ ، وَما كَفَرَ سُلَيْمانُ ، وَلكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا ، يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ ، وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ ، وَما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ ، حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ ، فَلا تَكْفُرْ ، فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِه بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِه ، وَما هُمْ بِضارِّينَ بِه مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّه ،

--> 1 - يونس آيه 3 2 - سوره مؤمن آيه 78